تبليغاتX
آب پرده
گوشه‏اى از مناجات امام حسين عليه‏السلام در روز عرفه‏

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نورالدین استوار در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 4:26 |



دستانم را
كه به ريسمان محكم نام تو گره مى‏زنم‏
احساس تلخ سقوط
در دلم محو مى‏شود
چقدر با نام تو فاصله گرفته‏ام؟!
تو بگو...
مى‏دانم...
دور شده‏ام...
به وسعت تمام ثانيه‏ها،
دقيقه‏ها،
ساعت‏ها
و روزهايى كه
غفلت كردم‏
دامان پرمهر تو را رها كردم...
و محو زيبايى‏هاى دنيا شدم‏
و گم كردم تو را...
و گم شدم...
در اين بازار پر همهمه دنيا
و حالا
پس از گذشت روزهاى از دست رفته‏
دوباره بازگشته‏ام‏
و بين من و تو به اندازه كوهى از گناه و غفلت‏
فاصله افتاده است‏
و تو خود مى‏دانى‏
كه هيچ حاصلى از اين فاصله نبردم‏
جز قلب و روحى زخمى و خسته‏
و كوله‏بارى سنگين از گناه‏
اما حالا من برگشته‏ام‏
اميدوار به رحمت بى‏انتهاى تو
مى‏خواهم اين فاصله‏ها را پر كنم‏
پناهم مى‏دهى آيا؟
دستانم را اين‏بار محكم‏تر به نام تو گره مى‏زنم‏
و احساس تلخ سقوط در دلم محو مى‏شود
چشمان گريانم را مى‏بندم‏
و چيزى در دلم جارى مى‏شود
چيزى شبيه صداى سبز دعا
«اَمَنْ يجيب» دلم در دل كوه، طنين مى‏افكند
و صداى آمين را از تمام ذرات زمين و آسمان مى‏شنونم‏
انگار تمام ذرات هستى در تكاپو هستند
تا مرا به تو برسانند
و من‏
دوباره نام تو را صدا مى‏زنم‏
دستانم را محكم‏تر به نام تو گره مى‏زنم‏
و دستان نااميدى را مى‏بينم‏
كه از قلبم فرو مى‏افتد
حالا چقدر با نام تو فاصله دارم‏
تو بگو
اى خداى مهربان من!


 

+ نوشته شده توسط نورالدین استوار در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 4:21 |

خودت را به خدايت بسپار او با تو سخن مي گويد:

به عزت و جلال و مجد و رفعتم و به عرشم سوگند ! كه محققا آرزوي هر آرزومندي را كه به جز خودم باشد به نوميدي مي برم و به او جامه خواري مي پوشانم و او را محققا از نزديك خود دور كنم و از فضل خود كنار زنم . آيا (بندگان من ) در سختيها اميد به غير من دارند؟ با اينكه همه سختيها به دست من است ! به ديگري توجه دارند و با انديشه در ديگران را مي كوبند؟ با اينكه كليدهاي هر دري به دست من است ! و همه درها بسته است در حاليكه در خانه من به روي هر كسي كه دعا كند باز است !

كيست كه در گرفتاريهاي خود به من آرزومند است و من راه ( گشايش ) آنها را بر او بريده ام؟ كيست كه براي امر بزرگي  به من اميدوار شده و من اميد او را بريده ام؟

من آرزوهاي بندگانم را نزد خود نگه داشته ام . آنان به نگهداري من رضايت ندادند. آسمانهاي خود را پر كردم از كسانيكه از تسبيح من خسته و گرفته نشوند و به آنها فرمان دادم كه درهاي ميان من و بندگانم را نبندند به گفته من اعتماد نكردند . آيا نمي دانيد كه هر كه گرفتار يكي از پيشامدهاي بد من شد احدي جز من نتواند آن را بر طرف كند جز به اجازه من ؟!

(بنده مرا) چه شده است كه از من روگردان است ؟ به جود خودم چيزهايي به او دادم كه از من نخواسته بود. سپس از او باز گرفتم و او از من نخواست كه آنها را به او باز گردانم و از ديگري خواست . آيا معتقدي كه من نخواسته

مي دهم و از من بخواهند ( آيا مي شود كه) ندهم ؟ آيا من بخيلم كه بنده ام مرا بخيل مي شمارد ؟ آيا جود و كرم خاص من نيست ؟ آيا عفو و رحمت به دست من نيست ؟ آيا من محل آرزوها نيستم ؟ كيست كه جز من آنها را دريغ دارد؟  آيا آرزومنداني كه به ديگري آرزو دارند نمي ترسند ؟ اگر همه اهل زمينم آرزو كنند و به هر كدام هر چه آرزو كنند بدهم از ملك من كم نشود حتي  به اندازه عضو يك مورچه ! چگونه ملكي كم شود كه من سرپرست آنم ؟

افسوس و دريغ بر آنان كه از رحمت من نوميدند و افسوس بر كسي كه مرا نافرماني كند و مرا منظور ندارد .

 

 

                                                  اصول كافي - باب توكل و تفويض بر خدا     

+ نوشته شده توسط نورالدین استوار در پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386 و ساعت 9:40 |