تبليغاتX
آب پرده - دهکده جهانی

به نام خدا

بعضی اوقات در این شبهای دور ودرازکه دلم از این غصه‌های زندگی ماشینی وشهری می‌گیرد وفکرهای پریشان آرامش و خواب را از دیدگانم می‌رباید و آرزوی روزهایی روشن و آرام را در دل می پرورانم یاد گذشته پاک و باصفای روستا چون بادی که بر خاکستری بوزد آتش جانم را مشتعل می کند و یاد و خاطره دوران خوش کودکی را برایم تداعی می‌کند و غبطه می‌خورم که چه روزهایی بود که گذشت و همه آنها را در دلم مرور می کنم:

 

شب‌نشینی ها و داستانهای ماتتی و علی حجتی و چاله و خُرُنگ و انبر و خاکستر  ودود و چراغ موشی و دریایی وجالی وجمع شدن جلوی قلعه و بازیهای دُرنا و توپه پنبه و گله‌گاو و گله‌بزی و مندال و عید ودید و بازدید و پیکک و برنجک و مجک و وگندم برشته و نادرشاه و بارون بزن بِتُرشا و مدرسه خشتی و گلی و کتک و فلک و مشق و ترس معلم و سِکَل دزدی جهت بخاری مدرسه و عدس چیدن و بافه و علف آوردن و خرسواری و هور و شله و قارچ و گیسمار و ریواس و گندخروس و لوپو و ریش‌بازول و هلیله‌پوک و شمشیره و کنگر و پلوکنگری و کارده و سیرکوب و درو و بنه و مشک و دولک و نِهره و نِکار و شیر بَهره و دوغ و کشک دوازده و سفید و پاتیلهای شیر پخته و ماست و عصرانه و پنیر کیسه‌ای ولورک و بز و میش و خَسی و ورزا و دارخیش و جی و جل و نعل و کِِنِفتِر و خشت و قالب خشت و داس و جیدر و جوبروبی و کَنَه و تیرک و بهس و قد و کُرو و بیل‌مثلثی و اشکنه و بُرَه و اشتایر و خشخاش و کاردک و تیغ و خرمن و شمش‌گندم و عدس و نخود و گداهای سر‌خرمن و کاه وجوال و کروش و ته‌خرمنی و گندم تو پیراهنی و انگور و دکان و مالک و کدخدا و رعیت و هیمه و کوه‌نار و برف‌روب و اوسه‌چوبی و آسک و جوغن و همبون و تبره‌نمکی و جانماز و گلیم و جاجیم و قالی و دار‌قالی و کرکیت و قپان و میزان و چهره و ملکی‌قلاتی و جوتی و کلاه نمدی و حنابندان و عروسی و دستمال هفت رنگ و لاکی و پولکی و لَچَکی و اشرفی و نابنده و سوزن طلا و ارخُلَک و دایره دستمال‌بازی وچوپی و سرود و کِل و ترکه‌بازی و شباش و عروس بران و باغ گچو و انگور گَهی و لوده و گیره و شیره و قده و کماجپز و لگن‌مسی و قاشق چدنی و شیر برنج و آش‌دوغ و شله مجکی و آب‌بنه وقورمه و آب‌عدسک و دمپخت وبرنج چمپه و ‌آب‌پیازک و جِزَک و پیه و دنبه و رشته‌خمیری وچشمه‌کابرجعلی و قنات‌کوثری و قنات‌دختر و کهله‌خشکک و چشمه‌صفا و سفیدارهای بسادبیگی و ...

 

تا میرسم به:

لوله آب و برق و تلفن وموبایل و تراکتور و ماشین شخصی و تلویزیون و ماهواره و...

 

اینک آن دهکده به دهکده جهانی پیوسته و در هر کجای دنیا میتوانیم از دروازه http:\\abpardeh.blogfa.com

  وارد آن شده و لذت ببریم ولی دیگر آن صفای گذشته هیچ گاه پیدا نخواهد شد.

 

پیش چشم مرد فردا زندگانی خواه تیره  خواه روشن 

هست زیبا            هست زیبا            هست زیبا     

+ نوشته شده توسط نورالدین استوار در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385 و ساعت 7:1 |